سلام
می بخشید که من صد سالی هست سر نزدم. البته قبل شما باید تیستو ببخشه که اینجا رو سپرده به من رفته مسافرت. من هم که می بینید چقدر خوب به حرفش گوش دادم. اصلا انگار نه انگار که قول دادم. یه گوش در، یه گوش دروازه.
البته خداییش همش هم تقصیر من نبود. من تا همین دیروز تحویل پروژه داشتم و یه عروسی رو هم به همین خاطر از دست دادم. کلی برنامه ریزی کرده بودم براش. باورتون نمی شه دیروز که خوابیدم ساعت ۷ عصر بود و وقتی از خواب بیدار شدم ساعت ۱۱:۴۵ شده بود. نماز هم که جاتون خالی ناپلئونی خوندم دیگه!!
حالا بگذریم! من این چند وقته از بس کار داشتم ترسیدم دو تا خبر ورزشی گوش کنم، چه برسه به اینکه بخوام برای شما خبر دست اول بیارم. برای همین اومدم بگم شماها اگه خودتون خبر دست اول دارین من رو هم با میل خبر کنید و از این ناآگاهی دربیارین. این هم میل من:
ولی جمعه برنامه ورزش از نگاه ۲ رو نصفه نیمه نگاه کردم و متوجه شدم پیروز قربانی از استقلال رفته!
خدائی خیلی ناراحت شدم. من هنوز داغ رفتن سعید لطفی از یادم نرفته، حالا پیروز قربانی هم بهش اضافه شد. ولی خوب من که خبر ندارم قضیه از چه قرار بوده. اگه می دونید برام تعریف کنید.
ولی خوشحال شدم که طالب لو موند.
به هر حال من از امروز یه خورده کارام کمتره، گرچه ترم تابستونی دارم و قراره گواهینامه هم بگیرم، ولی باز خیالم راحت تره. بیشتر سعی می کنم آپ کنم.
تا بعد
نوشته شده توسط ZZ در یکشنبه 21 تیر1388 ساعت 8:55 AM موضوع | لینک ثابت
استقلال همیشه قهرمان بوده، قهرمان است و قهرمان می ماند.
این یک قانون است.
نوشته شده توسط ZZ در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388 ساعت 0:46 AM موضوع | لینک ثابت
سلام
اين اولين پستيه که من تو اين وبلاگ مي ذارم. اميدوارم بتونم دوست خوبي باشم و خوب بنويسم.
بازي استقلال – سايپا فوق العاده بود. يه بازي قشنگ که استقلال مثل بازي با الجزيره بدشانس بود.
بازي استقلال امروز خوب بود. مثل هميشه حيدري خيلي خوب تو زمين حرکت مي کرد و با حرکات پا به توپش حسابي فضا براي حرکت بقيه بازيکنا ايجاد مي کرد؛ گرچه حالا ديگه همه مربيا حداقل دو تا بازيکن مي ذارن که هروقت حيدري توپ گرفت، دوره اش کنن و از حرکتش جلوگيري کنن، ولي هنوز هم از موثرترين بازيکناي استقلاله. همونطور که امروز ديدين پنالتي استقلال و در نتيجه گلش هم دسترنج همين آدم بود.
وحيد طالب لو هم خيلي خوب بود. مثل هميشه اگر نبود، چند تا ديگه هم مي خورديم. ولي خوب به هر حال روي هر گلي، دروازه بان مقصره؛ هرچند خيلي کم. روي ضربه شريفي نسب هم که به تير افقي خورد، کار خطرناکي کرد. البته امروز وحيد يه تقصير ديگه هم داشت: «کاظم برجلو دوست قديمي وحيده».
به نظرم شکوري هم ديگه جاي خودشو تو تيم پيدا کرده و خوب کار مي کنه، همونطور که ديدين امروز هم يه ضربه سر خوب زد که با بدشانسي (امان از دست اين شانس) مماس با تير دروازه رفت بيرون. تو کار دفاعي همم با طالب لو خيلي مچ شده.
آرش هم که ديگه آقاي گله. اميدوارم آقاي گليش تلخ نشه!
در مورد فرهاد مجيدي، نظر من اينه که ود تعويض شد، ولي به هر حال قلعه نويي هم حتما يه چيزي مي دونسته ديگه!
و اما، حاشيه...
البته از من انتظار صحبت هاي عجيب و غريب نداشته باشيد.
اول مي خواستم در مورد بازيکناي خودمون حرف بزنم. بابا اين چه ژستي بود بعد از بازي به خودتون گرفتين! آخه برادر من هنوز که يه هفته مونده، چرا اينقدر نااميدي؟؟؟ همين نااميدي تو به تماشاچي منتقل مي شه. همه ديگه از حالا عزا گرفتن! خوب من نمي گم که حتما ما قهرمان مي شيم. نمي گم هم که نمي شيم. مطمئنا هرجي خدا بخواد همون مي شه. ما و شما هم از يک دقيقه ديگه هم خبر نداريم چه برسه به پايان ليگ. اما ما بايد هممون دعا کنيم و اميدوار باشيم که استقلال قهرمان بشه. در اين راه هم تمام تلاشمون رو به کار ببنديم. تماشاچي ها با تشويق و بازيکنا با بازي خوب.
پس:
به استقلال بيانديشيم!
به گيرايي رنگش...
به غيرت مردانش...
به تعصب هوادارنش...
به زيبايي آسمانش...
به پاکي نامش...
به اميد قهرماني. ولي يادمون باشه همه جام ها هميشه مال ما نيست. قهرمان شدن يا نشدن، مهم نيست. مهم آبي بودنه. مهم اينه که ما هميشه استقلال رو دوست داريم. چه اول، چه آخر! چه قهرمان و چه نايب قهرمان! استقلال هميشه براي ما استقلاله. همون تيمي که تالار افتخاراتش آرزوي هر تيميه.

راستي دو تا تيمي که قراره قهرمان بشن (البته يکيشون)، خارج از خونه بازي دارن. يعني نمي تونن جشن قهرماني درست و حسابي بگيرن. ولي ما که هستيم، مگه نه؟ کل تهران، يکشنبه، درصورت قهرماني استقلال، بايد قرق شه. سرتاسر اتوباناي تهران بايد طاق نصرت بزنيد. دلم مي خواد سنگ تموم بذاريد. اگه قهرمان شديم دلم مي خواد دنيا بفهمه. انگار ايران قهرمان جام جهاني شده! دلم مي خواد وقتي بازيکنا برگشتن تهران تا شعاع 1 کيلومتري فرودگاه نشه سوزن انداخت.

اگه قهرمان هم نشديم، فداي سرتون! ما اينقدر قهرماني ديديم که ديگه عقده جام ديدن نداريم. در هر صورت بايد يادمون باشه نه قهرماني ما رو مست کنه، نه نايب قهرماني ما رو دق بده. يادمون باشه نخوابيم که دوباره بيان جباري رو بر بزنن و ما مجبور شيم کلي دردسر بکشيم تا برش گردونيم. نه تنها جباري، بلکه همه بازيکنا. ناسلامتي ما بهترين خط حمله ليگ رو داريم ها! خسرو حيدري رو که بايد دودستي بچسبيم. کما اينکه از دفاع هامون هم نبايد غافل بشيم. در مورد وحيد هم که ديگه من سفارش نکنم. همه مي دونن عزيز دل همه طرفداراي استقلاله.
پس چي شد: برنامه ريزي، برنامه ريزي، برنامه ريزي!
دوم اينکه داوري افتضاح بود! اصلا من کاري به صحنه هايي که ما (منظورم طرفداراي استقلاله) احساس مي کرديم حقمون خورده شده، ندارم. به اعتراف يکي از بهترين کارشناساي داوري ايران (نصيرزاده)، داور براي ما يه پنالتي نگرفت. خوب، همون يه پنالتي مي تونست باعث برد ما بشه! از طرفي به نظر من در صحنه ضربه کاشته سايپا که منجر به گل اونها شد، داور در حق ما نامردي کرد. صحنه هاي بسيار بدتري روي بازيکن هاي ما انجام شد و داور نگرفت. اونم توي محوطه 18 قدم سايپا! نمي دونم والا! حتما قرار بوده اين بازي مساوي بشه ديگه! کجان اونايي که مي گفتن ما اهل تباني هستيم.
موفق باشيد!
نوشته شده توسط ZZ در جمعه 28 فروردین1388 ساعت 2:46 AM موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من هرگز از مرگ نمی هراسیده ام
عشق به آزادی سختی جان دادن را بر من هموار می سازد
عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است
آزادی معبود من است
به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است
هر دردی بی درد است
هر زندانی رهایی است
هر جهادی آسودگی است
هر مرگی حیات است
مرا اینچنین پرورده اند من اینچنینم
پس چرا از فردا می ترسم
من تنهایی را از آزادی بیشتر دوست دارم!
دکتر علی شریعتی
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY